قالب وبلاگ


بروبچه های مدیریت بهداشت و درمان 89
دانشگاه علوم پزشکی کرمان 
 برای مشاهده اندازه واقعی بسم الله الرحمن الرحیم کلیک کنید
هر كار مهمّى كه با بسم اللَّه الرحمن الرحيم آغاز نشود آن كار ناقص است .
پیامبر اعظم (ص)
(پست ثابت)
[ شنبه یکم تیر 1392 ] [ 1:0 ] [ مرضیه زردشت ]
تریبون آزاد
 
هرچه میخواهد دل تنگت بگو...
 
(این پست ثابت است)

[ شنبه پنجم آذر 1390 ] [ 14:38 ] [ مرضیه زردشت ]

HAPPY NEW YEAR

 

 

 

[ دوشنبه چهارم فروردین 1393 ] [ 11:52 ] [ ستار کشاورزی ]
این هم پرنده اسکل ، قیافه اش را نگاه کنید عین بیشعورهاست بخاطر همین به یه نفر که بیشعوره میگن اسکل.
درباره خصوصیات این پرنده نوشته که او وقتی برای زمستان غذا جمع آوری میکند محل نگهداری آنها را فراموش میکند و بخاطر همین با مشکل مواجه می شود، یا هنگام خانه سازی فراموش می کند که خانه اش را کجا ساخته است، و اگر از لانه اش بیرون بیاید راه بازگشت را پیدا نمیکند




شنقل : شنقل پرنده ای است که غذای خود را به اسکل میدهد تا برایش نگهدارد
شنقل از اسکل هم اسکل تر است




و این داستان ادامه دارد !!!


ادامه مطلب
[ پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1392 ] [ 17:8 ] [ مرضیه زردشت ]

دوستان عزیز خوشحال میشم نظرتون رو راجبه این 10 مورد بدونم البته من یه نظر شخصی در مورد سخن بزرگان دارم اونم اینکه چیزی که باعث شده این همه این جملات توی دید باشه اینه که این افراد شناخته شده هستن  وگرنه افرادی هستن که شاید جملاتی به مراتب قشنگتر و صحیح تر به واقعیت بگن اما چون خودشون ناشناخته هستن حرفاشون هم این جوری تو دید نیس  ...

قبل از اینکه ادامه مطلب رو بخونین جسارت بنده رو از اینکه  نظرم رو راجب این موارد در پرانتز نوشتم ببخشید :)


ادامه مطلب
[ شنبه هفدهم اسفند 1392 ] [ 12:48 ] [ ستار کشاورزی ]
با سلام 

خیلی ممنون بابت ارسال این عکس های زیبا؛ امیدوارم که همگی دوستان با خاطراتی خوش کرمان را ترک کنید و ایام خوشی هم در انتظارتان باشد. امیدوارم که اگر هر کدام از سه راه ازدواج، کار و یا ادامه تحصیل را ادامه دادید، در ان موفق باشید (می توانید  هر 3 راه را بروید، البته به همین ترتیبی که ذکر شده!)

من هم خاطرات خوبی از کلاس شما دارم، از خانم جوکار که همیشه جلو می نشست و با علاقه و اشتیاق در بحث ها شرکت می کرد، تا آقای عبدالهی که همیشه تو اتاق کمیته تحقیقات دانشجویی مشغول پژوهش بود(البته نمی دونم دقیقا روی چی تحقیق می کردند)!  و خانم عمرانی و مالکی و خادم و  خانم رضا و دوستان درس خونشون که من تازه موقع تصحیح برگه ها می فهمیدم که چقدر بااستعدادن... و خانوم امانیان و خانوم فدایی و خانم منظوری و حسینی که همیشه آروم و متین بودند. آقای شیرخانی که کنترل پروژکتور رو دیر می آورد و آقای نجفی و آقای چگینی و خانوم بهرامیان و بهشتی که ترمی یه بار می رفتن خونه و آقای دهستانی و ماجرای کل کل سر امتحان رفتار سازمانی!

خانوم ستاره که همیشه اسمش منو به یاد یک عزیزی می انداخت و خانوم مهدی زاده که من همیشه دوست داشتم ایشون رو mAhdizade صدا کنم و بچه ها می گفتند mEhdizadeh!
و آقای کشاورزی که من همیشه تو ناآرامی های کلاس بهش مشکوک بودم ولی آخرش نتونستم مچش رو بگیرم.
خانوم ایرانمش که خیلی مسێولیت پذیر و پیگیر و پرتلاش بودند و همراه با خانوم رضا تلاش خوبی برای المپیاد کردند و تونستند با تیمشون به مرحله گروهی راه پیدا کنند و .... خانوم زرتشت همیشه لبخند به لب که زحمت این عکسا رو کشید. البته الان اسم تمام بچه های کلاس رو خاطرم نیست و چهره بعضی از بچه ها جلوی چشمم هست که فامیلشون رو درست به خاطر نمی آورم...

امیدوارم که شما همه کمی و کاستی ها رو ببخشین و این فارغ التحصیلی رو فقط یک مرحله پیشرفتتون بدونید که باید با اعتماد به نفس ازش رد بشین و مرحله های بهتر رو تجربه کنید.
دوستدار همه شما
نوری حکمت

[ شنبه دهم اسفند 1392 ] [ 2:34 ] [ مرضیه زردشت ]

شش استان کرمانی، شش استان خراسانی، شش استان فارسی،سه استان یزدی ، یک استان اردبیلی،یک استان قزوینی،یک استان هرمزگانی و یک استان همدانی در مهر 89دست تقدیردر کنار هم قرارشان داد و شدند بروبچه های مدیریت بهداشت و درمان 89 کرمان!!!از آن روزها حدود سه سال و نیم می گذرد،شنبه شب (۱۲/۱۱/۹۲)دور هم جمع شدند و آهنگ جدایی سر دادند(البته بعضیا در خلوت خود آهنگ جدایی  را سر دادند و حضور به هم نرساندند!!!)

در گذرگاه زمان
خیمه شب بازی دهر
با همه تلخی و شیرینی خود می گذرد
عشق ها می میرند
رنگ ها رنگ دگر می گیرند
و فقط خاطره هاست
که چه شیرین و چه تلخ
دست ناخورده به جا می مانند!



[ دوشنبه چهاردهم بهمن 1392 ] [ 1:59 ] [ مرضیه زردشت ]
الوداع خاطره ها ، یادتان زنده و جاوید پر از خاطره باد                  روزگاری که پر از خاطره بود تلخ و شیرین ، زشت و زیبا

 

تلخشان شیرین ، یادشان شیرین تر         شاد بودید یا که غمگین فارغ از رنگ یا که رنگین       هر چه بودید ، بمانید بجا ، خاطره ها

 

الوداع خاطره ها ، یادتان زنده و جاوید پر از خاطره باد

 

چه قدر زیبا بود با شما ها بودن           دوستانی چون گل         مهربان چون گلبرگ             بی ریا چون شبنم             وای ! باید رفتن ! وای ! باید رفتن !

 

دل من می گیرد              اشک در چشم ترم می شکند          دست من می لرزد          سخنی هیچ نمانده است بجا

 

الوداع خاطره ها ، یادتان زنده و جاوید پر از خاطره باد

 

روز اول که شما را دیدم ، روز اول که شما را دیدم                     با خودم می گفتم :

 

کاش می شد یا رب ، روز هجران نرسد              و دریغ و صد داغ که رسیدش امروز                   باید امروز شما را ، شاید ، تا به فردای قیامت ، شاید ، به خدا بسپارم

 

گریه ام می گیرد دل من می گیرد             نبض من می شکند                اشک من می ریزد                      الوداع خاطره ها الوداع خاطره ها

 

مرگتان مرگ من است                   بودتان ، بود وجود                 پس بمانید بجا خاطره ها             الوداع خاطره ها ، یادتان زنده و جاوید پر از خاطره باد

 

گر چه امروز ، روز وداع است              ولی ای کاش در باور خویش این بدانید شما                         که همه خاطره بودید شما، که همه خاطره بودید شما


[ دوشنبه چهاردهم بهمن 1392 ] [ 0:14 ] [ مرضیه زردشت ]
آرتور شوپنهاور:

انسان های وحشی یکدیگر را می خورند و انسان های متمدن، یکدیگر را فریب میدهند.

**********

دکتر علی شریعتی:

همه بشرند اما فقط بعضی ها انسـان اند …

**********

چرچیل:

بزرگترین درس زندگی اینست که گاهی احمق ها درست می گویند.

**********

جااولیور هاینز:

مردم اشتباهات زندگی خود را روی هم می ریزند و از آنها غولی بوجود می آورند که نامش تقدیر است.

**********

آنتوان چخوف:

دانشگاه تمام استعدادهای افراد، از جمله بی استعدادی آنها را آشکار میکند.

**********

لارنس استرن:

اگر قرار باشد بایستی و به طرف هر سگی که پارس می‌کند سنگ پرتاب کنی، هرگز به مقصد نمی‌رسی.

**********

خورخه لوئیس بورخس:

همیـشه توان این را داشته باش تا از کسی یا چیزی که آزارت می دهد بـه راحتی دل بکنی!

[ شنبه هفتم دی 1392 ] [ 19:40 ] [ مرضیه زردشت ]
[ دوشنبه بیست و نهم مهر 1392 ] [ 0:50 ] [ مرضیه زردشت ]

اگه پسرای امروزی برن جبهه چی میشه؟!

ﺍﺳﯽ ﺍﻭﻥ ﭘﺴﺮﻭ ﺗﻴﺮ ﺑﺎﺭﻭﻥ ﮐﻦ

ﺧﺴﺘﻢ ﺣﺎﻝ ﻧﺪﺍﺭﻡ

ﻣﻬﺮﺍﻥ ﺍﻭﻥ ﻃﺮﻓﻮ ﺑﻤﺐ ﺑﺎﺭﻭﻥ ﮐﻦ

ﻧﻬﻬﻪ ﻣﻴﺨﻮﺍﻡ ﻣﺦ ﺧﻮﺍﻫﺮﺷﻮ ﺑﺰﻧﻢ

ﻣﺤﻤﺪ ﺧﺸﺎﺑﺎﺭﻭ ﭘﺮ ﮐﻦ

ﺍﻭﻭﻭ ﮐﻲ ﻣﻴﺮﻩ ﺍﻳﻦ ﻫﻤﻪ ﺭﺍﻫﻮ ﺗﻴﺮ ﺑﻴﺎﺭﻩ

ﻣﻬﺪﯼ ﺗﻔﻨﮓ ﭘﺮ ﮐﻦ

ﻣﮕﻪ ﻧﻤﻴﺒﻴﻨﻲ ﺩﺍﺭﻡ ﺍﺑﺮﻭﻫﺎﻣﻮ ﺗﻤﻴﺰ ﻣﻴﮑﻨﻢ

ﻣﻤﺪ ﻓﺮﺩﺍ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﺮﻳﻢ ﺧﻂ ﻣﻘﺪﻡ

ﺷﺮﻣﻨﺪﻩ ﻣﻦ ﺿﺪ ﺁﻓﺘﺎﺏ ﻭ ﮊﻝ ﻣﻮﻡ ﺗﻤﻮﻡ ﺷﺪﻩ

ﻧﻤﻴﺘﻮﻧﻢ ﺑﻴﺎﻡ !


اگه دخترا برن جبهه چی میشه؟!
کتی: اون دشمن رو تیر بارون کن
نه حیفه خوشکله دلم نمیاد بکشمش؛ نمیخوام :|
سارا: اون پسره رو بمبارون کن
نه شبیه رضا هس نمیتونم بکشمش :|
مهسا تفنگ ها رو پر کن
باشه؛یه لحظه وایسا موهامو ببندم :|
نیلو خشاب ها رو بیار
أه یه سوسک داره رو خشابا راه میره :|
شبنم اون پسره رو بکش
وای نه نمیتونم خون ببینم :|
سوسن هفتیرا رو پر کن
اه دیدین جی شد ناخنم شکست ! :D

[ چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1392 ] [ 16:5 ] [ مرضیه زردشت ]

آیا میدانید، فیس و افاده ی منشی دکترا از خود دکترا بیشتره ؟
آیا میدانید، هر کاری یواشکیش جذابیتش بیشتره ؟ حالا هر کاری !
آیا میدانید، که هندزفری و گره عاشق ترین زوج در تمام جهان هستن !؟
آیا میدانید، با شمردن حلقه های تن ماهی میتوان به سن کنسرو پی برد!؟
آیا میدانید، تعداد زوج یا فرد بودن آدمهای کره ی زمین به من بستگی داره !؟
آیا میدانید، بعضی وقتا یه زنِ حسود میتونه 10 برابر FBI تحقیقات انجام بده !؟
آیا میدانید، بزرگترین مرکز پرورش مار در سطح خاورمیانه ، آستین بنده است !؟
آیا میدانید، خرچنگها تو عروسیاشون نمیتونن دست بزنن فقط بشکن ریز میزنن !؟
آیا میدانید، به نوشابه ی نارنجی میگن زرد به نوشابه ی بیرنگ هم میگن سفید !؟
آیا میدانید، همیشه سطح مسابقات از نظر کسی که قهرمان شده بسیار بالا بوده !؟
آیا میدانید، یک اتاق مرتب نشانه ای از کامپیوتر خراب یا اینترنتی قطع شده میباشد !؟
آیا میدانید، بیشترین زمانایی دلتون هوسای مختلف میکنه یخچال از همیشه خالی تره !؟
آیا میدانید، سر هر موضوعی که تو خونه دعوا میشه نتیجه اینه که تو زیاد میری اینترنت !؟
آیا میدانید، تو فیلم های ترسناک طرف میخواد فرار کنه هیچ وقت ماشینش روشن نمیشه !؟

[ دوشنبه بیست و دوم مهر 1392 ] [ 13:47 ] [ مرضیه زردشت ]

وقتی با خانواده هستی لبخند بزن…چون خیلی ها در آرزوی خانواده هستند
وقتی میری سرکار لبخند بزن….چون خیلی ها در آرزوی پیدا کردن کار هستند
وقتی تنت سالم و تندرست هست لبخند بزن…چون ادمهای مریض تاوان خیلی سختی برای سلامتی می پردازن
وقتی زنده هستی لبخند بزن…چون مردگان در ارزوی زندگی دوباره برای انجام کارهای نیک هستند
وقتی داری خدای خودت رو عبادت میکنی لبحند بزن…هستند کسانی که گاو را عبادت میکنن
لبحند بزن چون خودت هستی…و خیلی ها در ارزوی اینن که جای تو باشن

[ جمعه پنجم مهر 1392 ] [ 22:3 ] [ مرضیه زردشت ]

نظرتون چیه؟!!.....  

[ سه شنبه پانزدهم مرداد 1392 ] [ 2:47 ] [ حسین شیرخانی ]

[ دوشنبه چهاردهم مرداد 1392 ] [ 22:45 ] [ حسین شیرخانی ]


نظرتون درباره این عکس چیه ....

[ دوشنبه چهاردهم مرداد 1392 ] [ 22:38 ] [ حسین شیرخانی ]

بار خدایا...

وسوسه های نفس نگذاشت...

جانم در نهر رجب تطهیر شود

از در آویختگان درخت طوبای شعبان هم که نبودم

ترحم فرما و در دریای رحمت رمضانت

مستقرم نما ...

[ یکشنبه بیست و سوم تیر 1392 ] [ 16:30 ] [ مرضیه زردشت ]

عاشق مدعي دستهاي دعايش را بالا برد. اما همين که خواست براي خودش دعا کند، به ياد حديثي از پيامبر افتاد که:«الجار ثم الدار؛ اول براي همسايه، سپس خانه»!
پس همسايه هايش را بسيار دعا کرد و دوباره به خودش برگشت، اما همين که خواست براي خودش دعا کند به ياد حديث ديگري افتاد که:«هر کس ابتدا براي ديگران دعا کند و سپس براي خودش دعايش زودتر به اجابت مي رسد.»!
پس براي همه، هر آنکس که مي شناخت و نمي شناخت دعا کرد. دوباره به خودش بازگشت و براي خودش بسيار دعا کرد. اما همين که خواست آمين بگويد رنگش پريد!
در حالي که از شرم سرخ شده بود به ياد حديث ديگري افتاد که:«شيعيان ما به اندازه ي آب خوردني ما را نمي خواهند. اگر مي خواستند، از صميم قلب و جدي دعا مي کردند و فرمان ظهور از جانب پروردگار مي رسيد.»!!!
عاشق مدعي فراموش کرده بودمعشوقش را دعا کند!!!

"اللهم عجل لولیک الفرج"

[ یکشنبه دوم تیر 1392 ] [ 19:33 ] [ مرضیه زردشت ]

[ چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1392 ] [ 23:13 ] [ مرضیه زردشت ]
حال ور روز یک خر خون ! (عکس) www.taknaz.ir

[ شنبه چهارم خرداد 1392 ] [ 9:29 ] [ مرضیه زردشت ]

كوك كن ساعتِ خویش !   

             اعتباری به خروسِ سحری ، نیست دگر

                          دیر خوابیده و برخاسـتنـش دشـوار است

 كوك كن ساعتِ خویش !

             كه مـؤذّن ، شبِ پیـش   دسته گل داده به آب

                                  و در آغوش سحر رفته به خواب

 كوك كن ساعتِ خویش !

             شاطری نیست در این شهرِ بزرگ    كه سحر برخیزد

                               شاطران  با مددِ آهن و جوشِ شیرین  دیر برمی خیزند


  كوك كن ساعتِ خویش !

                      كه سحر گاه كسی بقچه در زیر بغل ، راهیِ حمّامی نیست

                           كه تو از لِخ لِخِ دمپایی و تك سرفه ی او برخیزی

                           

 كوك كن ساعتِ خویش !

             رفتگر مُرده و این كوچه دگر

                          خالی از خِش خِشِ جارویِ شبِ رفتگر است

 كوك كن ساعتِ خویش !

             ماكیان ها همه مستِ خوابند

                          شهر هم . . .

                                 خوابِ اینترنتیِ عصرِ اتم می بیند

 كوك كن ساعتِ خویش !

             كه در این شهر ، دگر مستی نیست

                  كه تو وقتِ سحر ، آنگاه كه از میكده برمی گردد

                            از صدای سخن و زمزمه ی زیرِ لبش برخیزی

 كوك كن ساعتِ خویش !

             اعتباری به خروسِ سحری نیست دگر ،

                              و در این شهر سحرخیزی نیست ...

[ دوشنبه سی ام اردیبهشت 1392 ] [ 11:16 ] [ مرضیه زردشت ]


فرزند : ننه نونو نی!


مادر : اینا ننه نونه  نه!

.................................................

لطفا" این مکالمه را ترجمه کنید و آن را به لهجه،

گویش یا زبان شیرین شهر خود بنویسید!!!!


[ یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1392 ] [ 10:42 ] [ مرضیه زردشت ]

به آيت الله بهجت(ره) گفتند:

كتـآبي در زمينـه اخلاق مُعـرفي كنيـد

فـرمـودند:

لآزمـ نيست يـک كـتآب بـاشد

يـک كلـمه كـآفيست

كه بدآنـی


"  خُـــــدا مــي بينــــد "


"  اَلـَــم يَعلَمـ بِـأنَّ اللهَ يـَري !؟ "


سوره علق _ آيه14

[ یکشنبه چهارم فروردین 1392 ] [ 22:28 ] [ مرضیه زردشت ]
 مدیرکل بنیاد شهید و امور ایثار گران استان کرمان در گفت و گو با ایرنا درباره این واقعه افزود: پیکر مطهر شهید ˈحمید ادیبی ˈ در اوایل سال جاری و در منطقه فاو تفحص شد و به دلیل نبود آثار و نشانه ای از هویت این شهید، وی در زمره شهدای گمنام قرار گرفت.سردار ˈمحمدرضا حسنی سعدیˈ افزود: پیکر این شهید والا مقام پنجم اردیبهشت ماه سال جاری در دانشکده پرستاری دانشگاه علوم پزشکی کرمان همزمان با ایام شهادت حضرت فاطمه زهرا(س) به خاک سپرده شد....


ادامه مطلب یادتون نره...


ادامه مطلب
[ یکشنبه چهارم فروردین 1392 ] [ 0:47 ] [ مرضیه زردشت ]
روزی روبرت دوونسنزو گلف باز بزرگ آرژانتینی، پس از بردن مسابقه و دریافت چک قهرمانی لبخند بر لب مقابل دوربین خبرنگاران وارد رختکن می شود تا آماده رفتن شود.

پس از ساعتی، او داخل پارکینگ تک و تنها به طرف ماشینش می رفت که زنی به وی نزدیک می شود. زن پیروزیش را تبریک می گوید و سپس عاجزانه می افزاید که پسرش به خاطر ابتلا به بیماری سخت مشرف به مرگ است و او قادر به پرداخت حق ویزیت دکتر و هزینه بالای بیمارستان نیست.

دو ونسنزو تحت تاثیر حرفهای زن قرار گرفت و چک مسابقه را امضا نمود و در حالی که آن را در دست زن می فشرد گفت: برای فرزندتان سلامتی و روزهای خوشی را آرزو می کنم.

یک هفته پس از این واقعه دوونسنزو در یک باشگاه روستایی مشغول صرف ناهار بود که یکی از مدیران عالی رتبه انجمن گلف بازان به میز او نزدیک می شود و می گوید: هفته گذشته چند نفر از بچه های مسئول پارکینگ به من اطلاع دادند که شما در آنجا پس از بردن مسابقه با زنی صحبت کرده اید. می خواستم به اطلاعتان برسانم که آن زن یک کلاهبردار است. او نه تنها بچه مریض و مشرف به مرگ ندارد، بلکه ازدواج هم نکرده. او شما را فریب داده، دوست عزیر!

دو ونسزو می پرسد: منظورتان این است که مریضی یا مرگ هیچ بچه ای در میان نبوده است؟
بله کاملا همینطور است.

دو ونسزو می گوید: در این هفته، این بهترین خبری است که شنیدم.

[ پنجشنبه دهم اسفند 1391 ] [ 11:16 ] [ مرضیه زردشت ]

تاريخچه تقلب از جايي شروع مي شود كه " حسن كچل " براي نخستين بار به مكتب رفت . از بد ماجرا ، همان روز امتحان ماهيانه كودكان مكتب بود ؛ اما حسن كچل از روي تنبلي چشمان چپش را بر روي ورقه ي همزاد انداخت تا نكته اي بس ارزشمند از ورقه ي فوق الذكر دشت كند .

اين بود كه اولين تقلب تاريخ بشري رقم زده شد . البته اين تقلب با روش هاي بسيار ابتدايي بشري رقم زده شد. بدين ترتيب كه حسن کچل با كلي زور زدن خود را به بالاي ورقه ي همزاد رسانيد و خيلي راحت مطالب را كش رفت . از آن به بعد تقلب دوران طلايي خود را آغاز كرد .

روش هاي نوشتاري

1. نوشتن روي كف پا ، پس كله ، پشت گوش و ...
2. نوشتن روي ديوار ، روي ميز ، پشت نيمكت ، زير نيمكت ، پشت لباس يا مانتوي دانش آموز جلويي ، ...
3. نوشتن به روي دستمال كاغذي ، پاكت نامه ، ...
4. نوشتن و لوله كردن تقلب و جاسازي آن در حفره هاي مختلفي از جمله : دهن ، گوش ، فك پايين ، دريچه آئورت ، ...

روش هاي باكلاس

1. استفاده از ماشين حساب مهندسي
2. استفاده از موبايل
3. استفاده از آيينه  ، فيلم ، عكس ، ...

روش هاي بي كلاس

1. شيره ماليدن بر سر يكي از بچه درس خون ها
2. خم كردن سر به روي ورقه ي طرف به صورت تابلو

توجه :

اگه در اين امر تبحر كافي نداريد ، اصلاً سمت اين كار نريد ؛ كه عواقبي جز‌ء ضايع شدن و اخراج و تابلو شدن ندارد

[ پنجشنبه بیست و هشتم دی 1391 ] [ 14:53 ] [ فاطمه مهدیزاده ]
امتحانات نزدیک است ...

یه سری راهکار ها برای بیدار موندن در شب امتحان

نظر یادتون نره..



ادامه مطلب
[ یکشنبه سوم دی 1391 ] [ 7:0 ] [ حسین شیرخانی ]

یلداتون مبارک باشه

کاش قدر این 1 دقه بیشتر کنار هم بودن رو بدونیم ......

[ چهارشنبه بیست و نهم آذر 1391 ] [ 23:23 ] [ حسین شیرخانی ]
تفاوتی است میان درس خوندن آقایان با خانم ها


در ادامه مطلب ببینید....


ادامه مطلب
[ پنجشنبه شانزدهم آذر 1391 ] [ 21:18 ] [ حسین شیرخانی ]
دست از طلب ندارم تا کام من برآید
ی
ا تن رسد به مدرک یا جان ز تن درآید

روز دانشجو مبارک !


[ چهارشنبه پانزدهم آذر 1391 ] [ 21:1 ] [ حسین شیرخانی ]
........ مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

About

با سلام ...دوستان و علاقه مندان به رشته ی مدیریت خدمات بهداشتی درمانی ، به وبلاگ بچه های مدیریت89 کرمان خوش آمدید.
Custom

آی پی رایانه شما :



-_ !News _-

downlode & code